العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
5
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
يا اخته ! لا يذهبن حلمك الشيطان يعنى اى خواهرم ! مبادا شيطان صبر تو را ببرد . سپس چشمان مبارك امام عليه السلام پر از اشك شد و فرمود : لو ترك القطا ليلا لنام يعنى اگر پرندهء قطا را يك شب آزاد ميگذاشتند ميخوابيد . زينب كبرا گفت : وا ويلاه آيا تو خويشتن را مظلوم مقهور ميدانى ! اين خبر بيشتر قلب مرا جريحه دار مىكند و بر من ناگوارتر است . سپس لطمه به صورت خود زد و متوجه دامن خويشتن گرديده آن را پاره كرد و به حال غش افتاد ! امام حسين عليه السلام برخاست و آب به صورت آن بانوى مظلومه پاشيد و به وى فرمود : اى خواهرم ! نسبت به خدا پرهيز كارى را پيشه كن و به شكيبائى كه خدا به تو عطا كند صبور باش ، بدان كه اهل زمين خواهند مرد و اهل آسمان باقى نمىمانند ، هر چيزى غير از ذات مقدس پروردگار هلاك خواهد شد . همان خدائى كه خلق را بقدرت خود آفريده است و خلق را خواهد بر انگيخت و يكه و تنها است . پدرم از من بهتر بود ، مادرم از من نيكوتر بود ، برادرم از من بهتر بود ، وظيفهء من و هر مسلمانى اين است كه بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تأسى نمائيم . امام حسين زينب كبرا را به اين قبيل سخنان امر بصبر ميكرد و ميفرمود : اى خواهر ! من تو را قسم مىدهم و بايد قسم مرا قبول كنى : لا تشقي علي جيبا و لا تخمشي علي وجها يعنى مبادا دامن خود را براى من چاك بزنى ! مبادا صورت خود را در عزاى من بخراشى ، مبادا وقتى من شهيد شدم براى من صدا به وا ويلاه بلند كنى سپس پدرم عمهام زينب را آورد و نزد من نشانيد . امام عليه السلام پس از اين جريان از خيمه خارج شد و متوجه اصحاب خود گرديد و به آنان دستور داد : خيمهها را نزديك يك ديگر بزنند و طنابهاى آنها را داخل يك ديگر كنند و در ميان خيمهها باشند تا از يك طرف با دشمن كار زار